ایده‌های معاملاتی ماه اکتبر. فقط بفروشید و رها کنید

نویسنده: Nick Korzhenevsky تحلیل‌گر ارشد AMarkets

گزارشگر برنامه تلویزیونی ” Economics. Day rates”

چکیده:

  • بازارهای مالی با ریسک‌های عظیمی همراه شده‌اند. ما سریعاً در حال کاهش ریسک معاملات خود هستیم.
  • احتمالاً استیضاح ترامپ همانند سناریوی “بیل کلینتون 2.0” پیش خواهد رفت و در حالی‌که مجلس به استیضاح وی رای می‌دهد، مجلس سنا رئیس جمهور را برکنار نخواهد کرد.
  • ریسک‌های اعتباری با سرعت نگران کننده‌ای در حال تحقق هستند. بازار بین بانکی ایالات متحده کلید مشکلات و حائز اهمیت ویژه است.
  • اصول بنیادی اقتصادی هم‌چنان ضعیف باقی مانده است. نوسانات قیمت نفت در میان تنش‌های ژئوپلیتیک هنوز فرصت خوبی برای فروش به شمار می‌رود.

ریسک‌های معاملاتی به سرعت در حال افزایش هستند. این واقعیت که شاخص‌های بورسی هم‌چنان در نزدیکی بالاترین سطح همیشگی خود هستند و اسپرد معاملات و اختلاف عرضه و تقاضا کاهش یافته است، کاملاً جای تعجب دارد. البته همواره بحران‌های اقتصادی زمانی رخ می‌دهند که معامله‌گران آمادگی لازم برای مواجه شدن با آن را ندارند. در عوض، جامعه تحلیلگر سعی در متعادل کردن بازار دارند و با کاهش ضریب ریسک تلاش در جلوگیری از ایجاد مشکلات دارند.

در مورد چه نوع ریسکی صحبت می‌کنیم؟ از همه مهم‌تر، مشکلات اقتصادی! اقتصاد جهانی روند کاهشی را ادامه داده و چین در ایجاد این سقوط عامل اصلی بوده است. رشد سالیانه تولید صنعتی این کشور در ماه آگوست به 4.4٪ کاهش یافته است که کمترین نرخ رشد از فوریه 2002 بوده است. احتمالاً شما با این اعداد آشنا هستید اما آگاهی از تاثیرات آن بسیار مهم خواهد بود. از آن‌جا که بازار در تشخیص مقیاس رشد چین و پیامدهای تاخیر داشته، اکنون تازه کاهش قیمت‎ها را آغاز نموده است.

تصویر شماره 1: تولید صنعتی چین (% سالیانه، واقعی و دارای روند)

منبع: Reuter، محاسبات شخصی

از طرفی، هیچ دلیلی برای بهتر شدن شرایط وجود ندارد زیرا با شروع انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، مشخص است که موضع دموکرات‌ها نیزدر مورد چین تفاوت چندانی با موضع ترامپ ندارد و تقریباً همه از سیاست سخت‌گیرانه‌تری در قبال چین طرفداری می‌کنند. خود دونالد ترامپ نیز پیش از انتخاب مجدد، وعده موضع سخت‌تری در برابر پکن را داده است و حتی اگر فرضاً، رئیس جمهور بعدی آمریكا دموكرات باشد، شانس اجرای سیاست‌های نرم‎تر برای وی بسیار اندك خواهد بود.

چین در پاسخ به چالش‌های خارجی تا حد زیادی ساکت مانده است. گویا مقامات چین تصمیم گرفته‎اند که در صورت تضعیف اقتصاد خود، کل جهان را با خود همراه سازند (در بررسی قبلی ما درباره رکود آلمان که در نتیجه مستقیم مشکلات چین است، صحبت کرده‌ایم). مشوق‌های مالیاتی دولت‌ها در مراحل اولیه زیان جنگ تجاری را جبران می‌کنند، اما PBoC تنها تلاش در ثابت نگه‌داشتن شرایط پولی را دارد، اما اقدامی برای تسهیل آن انجام نداده‎اند. و از سوی دیگر، هر دو طرف اطمینان دارند که حباب املاک و مستغلات بزرگ‌تر نخواهد شد.

شاید این شرایط به سادگی برای مدتی باقی بماند و بتوانند بازار را ثابت نگه دارند، اما ایالات متحده در حال افزایش فشار به چین است. در اواخر ماه سپتامبر، گزارش شد که دولت ترامپ محدود کردن دسترسی شرکت‌های چینی به معاملات USD (بدهی و سهام) را مد نظر قرار داده است. البته مقامات خزانه داری گزارش‌ها را رد کردند و به طور خاص بیان داشتند که “در حال حاضر” شرکت‌های چینی را از معاملات سهام در بورس اوراق بهادار ایالات متحده منع نمی‌کنند. اما کلمه کلیدی در اینجا “در حال حاضر” است که باید مورد توجه قرار گیرد.

تصویر شماره 2: درصد کل پول چین (M3) به تولید ناخالص داخلی (GDP)

منبع: FRED، بانک جهانی

چنین اقدامی می‌تواند برای سیستم مالی و اقتصاد چین بسیار مضر باشد. میزان بدهی حقوقی این کشور برابر با 165 تولید ناخالص داخلی است و این در حالی است که میزان عرضه پول 200٪ تولید ناخالص داخلی است. این میزان 2 تا 2.5 برابر کشورهای پیشرفته است و می‌تواند نشانه‌ای از یک خطر عظیم باشد. در حقیقت، چین مدت‌ها است که درگیر یک بحران اعتباری بوده، اما به دلیل حساب سرمایه‌گذاری بسته خود، موفق به جلوگیری از بروز آن شده است. اما به نظر می‌رسد دولت ترامپ روشی خلاقانه برای تحریک بازپرداخت اساسی دارایی‌های چینی پیدا کرده است که به عنوان وثیقه برای سیستم بانکی کشور نیز عمل می‌کند. اگر ایالات متحده این ایده را عملی سازد، بسیار محتمل است که ریسک بازارهای جهانی به شدت افزایش یابد.

مورد مهم دیگر ماه گذشته، بحران نقدینگی در بازار بین بانکی ایالات متحده بود. نرخ صندوق‎های FED از کانال هدف خارج شد، که این اتفاق در تئوری پیش‌بینی نشده بود. بدتر از این، به نظر می‌رسد که فدرال رزرو نمی داند که دقیقاً چرا چنین اتفاقی رخ داده است. تاکنون در این مورد دو فرضیه ارائه شده است. یکی اینکه هنوز مازاد نقدینگی در سیستم وجود دارد، اما به طور ناموزونی در بین بانک‌ها توزیع می‌شود. دوماً، دستیابی به سطح ذخیره “دارایی” معین، یعنی پایین‌تر از حد ترازنامه فدرال به طور تجربی فراهم شده است.

تصویر شماره 3: درصد کل پول (M3) به تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورها از پایان سال 2018

منبع: بانک جهانی

روشن است که Fed موظف به تعیین منبع فشار بر بازار است. با این حال برای معامله‌گران تنها یک امر مهم وجود دارد؛ هر موقعیت معاملاتی بخشی از یک ریسک بزرگ است. اگر فرضیه اول صحیح باشد، این بدان معنا است که در موسسات مالی برای دریافت وام مشکلاتی وجود دارد. زیرا اگر این تئوری مبنی بر این باشد که سیستم هنوز هم با مازاد نقدینگی کار می کند، باید کسی آن نقدینگی را در اختیار داشته باشد. این عدم آگاهی و پنهان کاری به یک عدم اعتماد ختم می‌گردد و می‌‌تواند به سرعت به یک بحران تمام عیار تبدیل شود. اگر فرضیه دوم پذیرفته شود، سیستم مالی ایالات متحده به جایی رسیده است که دیگر تولید کالای تازه برای نقدینگی وجود ندارد.

شاید تنها نتیجه این بحث، به نوعی انتظار وقوع یک سقوط باشد. اگر آن‌چه را که دیده می‌شود از بین رفتن اعتماد بین بازیکنان بانک‌ها است، سال 2019 می‌تواند بسیار بدتر از سال 2018 به پایان برسد. اگر سیستم به ساختارهای مرزی وارد شود، معامله‌گران Fed قادر خواهند بود که 3 تا 6 ماه آینده به خریدهای خود ادامه دهند. بر خلاف اکثر بازارها، ما انتظار نداریم که اتفاقات اخیر Fed را مجبور به برگشت به QE نماید زیرا چنین عملیاتی انعطاف پذیر نبوده و به تعدیل نوسانات تقاضا برای ذخایر، کمکی نمی‌کند. آغاز سال مالی ایالات متحده نیز حرف‌های زیادی برای گفتن خواهد داشت (به نظر می‌رسد که هزینه‌های خزانه داری یکی از عوامل افزایش نرخ بهره بوده است).

تصویر شماره 4: هدف صندوق‌های Fed و نرخ مؤثر آن‌ها

منبع: Reuters

نهایتاً، چند جمله‌ای در مورد سیاست‌های ایالات متحده بیان می‌کنیم. رهبر دموکرات، Nancy Pelosi اعلام کرد که کنگره رسماً تحقیقات استیضاح علیه دونالد ترامپ را آغاز کرده است. ما تحلیل‌گر سیاسی نیستیم، بنابراین بیش از حد به موضوع دامن نمی‌زنیم. اما احتمالاً استیضاح ترامپ همانند سناریوی “بیل کلینتون 2.0” پیش خواهد رفت و در حالی‌که مجلس به استیضاح وی رای می‌دهد، مجلس سنا رئیس جمهور را برکنار نخواهد کرد. هر نتیجه دیگری بسیار بعید به نظر می‌رسد زیرا دولت توسط جمهوری‌خواهان کنترل می‌شود، و جمع آوری مدارک لازم برای استیضاح ترامپ بسیار دشوار خواهد بود؛ حداقل تا کنون.

با این حال، اگر دموکرات‌ها به هر نوعی موفق به حذف ترامپ از سمت خود شوند، تأثیر آنی بر ریسک معاملات منفی خواهد بود. ثابت شده است که دونالد ترامپ یک رئیس جمهور طرفدار سرمایه‌گذاری است. سیاست‌های وی برای کسانی که دارایی‌های با ریسک بالاتر دارند مستقیماً سودمند بوده و هنوز هم به‌طور غیرمستقیم از دلار حمایت می کند. همچنین باید یادآور شویم که در روزهای استیضاح کلینتون، داستان اصلی بحران مالی بازار آسیا و پاسخ FED به آن بود. به همین دلیل است که ما توجه به سیاست را در میان بررسی‌های کلیدی خود قرار می‌دهیم و به بازارهای اعتباری و تحولات چین توجه بیشتری خواهیم داشت.

XAUUSD، XAGUSD: راه فرار از فشار بانک‌ها

ما معاملات خرید XAUUSD  و XAUEUR را نگه داشته‌ایم. اگر حد زیان دیده شود، دوباره XAUUSD را در قیمت 1390 با حد سود 1562 و حد زیان 1335 خریداری خواهیم کرد.

استرس در بازار بین بانکی ایالات متحده به‌طور شگفت آوری تأثیر اولیه‌ای بر ارزش دلار نداشته است. حتی با افزایش شدید نرخ‌ها دلار تنها به نرمی به حرکت خود ادامه داده است. این امر به این دلیل جالب است که اگر بانکی به نقدینگی نیاز داشت (و نمی‌توانست وام بگیرد) این نیاز را با فروش برخی دارایی‌های خود انجام داده است. و اگر بانک‌ها معاملات خود را با ارزهای خارجی دیگر انجام داده بودند، در مرحله بعدی به راحتی آن را به دلار تبدیل خواهند کرد. تقاضا برای دلار به نوبه خود باعث افزایش ارزش ارز می‌گردد.

اما روند تنها در آخر ماه صعودی شد. در این میان ارزهای الکترونیکی و کالاها با یک ضربه مواجه شدند و طلا نیز از این قاعده مستثنا نبود. این فلز زرد 5% از رشد اخیر خود پایین‌تر آمده است. ما انتظار این حرکت را حتی اگر این عامل کمبود شدید نقدینگی دلار در ماه پیش وجود نداشت، داشتیم (به بررسی قبلی ما مراجعه کنید). بر اساس تحلیل‌های تکنیکال، در حال حاضر سطوح قیمتی 1480 و حمایت حساس 1435 برای XAUUSD بسیار تعیین کننده هستند. شکسته شدن این سطوح در طولانی مدت خبر بدی برای طلا خواهد بود. همچنین بازگشت به محدوده 1300 می‌تواند اهداف قدیمی زیر 1000 دلار در هر اونس را به همراه داشته باشد.

انجام معاملات تنها دلیل ما برای رصد دقیق فلزات گران‌بها نیست (همین‌طور کریپتوکارنسی‌ها). در محیط فعلی، طلا و نقره به سنجش میزان فشار دلار کمک می‌کنند. اگر XAUUSD به پایین‌تر از مقادیر ذکر شده برسد و ارزش ارزهای الکترونیکی کاهش نیابد، دلیل خوبی برای انجام معاملات فروش خواهد بود. این استراتژی به‌طور کلی برای دارایی‌های پرریسک کاربرد دارد، البته برای اجرای آن به مدل سازی کامل‌تری نیاز است.

EURGBP: یورو در حال تضعیف و پوند در تلاش برای افزایش ارزش

ما معاملات فروش EURGBP خود را نگه داشته‌ایم و در انتظار بازگشت قیمت به 1.118 یا شکست سطح 1.086 هستیم تا وارد معامله فروش جدیدی با هدف 1.0325 و حد زیان 1.131 یا 1.093 شویم.

درحالی که دلار قدرت خود را افزایش می‌دهد، یورو به همان اندازه ضعیف می‌شود. در آخرین گزارش، ما بر احتمال بسیار کم تعادل EURGBP اشاره کردیم. هنوز هم نمی‌توان این سناریو را رد کرد، اما شانس رخ داد آن کمرنگ‌تر شده است. با این حال، معاملات فروش در سطح فعلی از نظر تکنیکالی ناکارآمد است زیرا این نرخ به لطف Brexit و ضعف عمومی ارزهای اروپایی، بسیار کاهش یافته است.

اما این اصل شامل EURGBP نمی‌گردد. EURUSD نشانه‌هایی از بهبود روند را نشان می‌دهد و روند نزولی خود را به آرامی ادامه می‌دهد. کندل ماه سپتامبر در قیمت 1.09 بسته شد که از سطح حمایت خود در قیمت 1.086 بالاتر بود. این سطح از اهمیتی برابر با سطح 1435 در چارت طلا برخوردار است. اگر اوضاع در بازار بانکی ایالات متحده بدتر شود، یورو و طلا می‌توانند با همین همبستگی روند خود را ادامه دهند. برای یورو، اولین هدف میانی در قیمت 1.064 قرار دارد و سپس حرکت به سمت 1.032 و 1.0462 ادامه خواهد یافت.

USDRUB: آزمایش از پایین با بالا

ما جفت ارز USDRUB را در قیمت 65.00 و با هدف 68 و69.7 و با حد زیان 64.00 خریداری می‌کنیم.

به طور کلی ارزهای الکترونیکی و کریپتوکارنسی‌ها و به طور خاص روبل به افزایش نرخ دلار واکنش نشان داده‌اند. با این حال ، در طول 3 دوره معاملاتی گذشته، آنها تقریبا رشد کامل خود را انجام داده‌اند. معاملات USDRUB با افزایش چشم‌گیری رو به رو بوده است و به احتمال زیاد این فقط آغاز کار است. از نظر تحلیل تکنیکال، هدف محتاطانه در قیمت 68 خواهد بود. اما به نظر می‌رسد هدف 70 نیز به زودی و قبل از سال 2020 دیده شود (یا در آغاز سال). بر اساس تحلیل‌های ما، سال آینده معاملات ارزهای الکترونیک دچار چالش‌های زیادی خواهند شد. در بدترین حالت اما واقع گرایانه، ارزش روبل تا پایان سال 2020 می تواند 15 درصد دیگر نیز کاهش یابد.

در بررسی‌های گذشته، ما به USDMXN به عنوان گزینه مناسبی برای خرید اشاره کردیم. این جفت هنوز هم در موقعیت مناسبی برای خرید قرار دارد. هیچ کس در برابر فشارهای بین بانکی ایالات متحده مصون نیست و البته تأثیر آن بر دلار شاخص‌تر خواهد بود. همچنین کلیه ارزهای الکترونیکی هنوز راه طولانی برای سقوط در پیش دارند.

تحلیل‌های انجام شده و دیدگاه‌های بیان شده، نظرات شخصی نویسنده است و به عنوان توصیه های معاملاتی در نظر گرفته نمی‌شود. AMarkets هیچ مسئولیتی در برابر زیان‌های حاصل در استفاده از تحلیل‌ها ندارد.

Download in PDF